فاصله ای که بین من و توست ،
به کوتاهی یک نفس است!
.
به کوتاهی پرواز یک پروانه،
بر روی یک برکه آبیست !
.
به کوتاهی صداییست.
که در گلو میشکند.
.
به کوتاهی بغضیست،
که فرو خورده میشود.
.
به کوتاهی پلکیست که فرو می افتد.
به کوتاهی بوسه ایست که لبی را فرو می بندد.
به کوتاهی دستیست که کوتاه و آرزویش بر نخیلست !
به کوتاهی گامیست که به تو نمیرسد !
.
.
نمیخواستم شرحی بنویسم ،
برفاصله ای
که بُعد مکان برتو و من حادث کرده.
می خواستم شرحی بنویسم ،
برای امیدی که به وصل تو دارم .... ه
آه..... اما ..... فاصله ... هرچه مشروحش کنی ،
به درازای شبی تاریکست، در بیابانی که هیچ کورسویی در آن نیست!
.
.
واراند 12 ابان 1389
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)

1 comments:
همیشه یکی از آرزوهایی که داشتم این بوده که این فاصله اینقدر نزدیک بشه که شرحش رو شما نوشتی.
ارسال يک نظر