شنبه ۱۳ نوامبر ۲۰۱۰

Anniversary

به همین زودی یکسال گذشت ، میگند وقتی بهت خوش میگذره و هر روز واست یه هدیه ی تازه داره ، ساعتها به روزها میرسه ، روزها به هفته ها و هفته ها سال میشه و تو بیخبری از دقایق و ساعتهایی که برتو گذشته .
به همین زودی یکسال گذشت ... گرچه چهار ماه گذشته ( میبینی جدایی مکانی ما به چهار ماه رسید !!!) رو به سختی و دلتنگیهای مدام و اشک و گاهی هم لبخند گذروندیم .... اما یکسال از بودنمون با هم گذشت .... و امیدوارم این بودن تا زمانی که باید ادامه پیدا کنه .. نه به اجبار ... نه به تظاهر..... نه به تحمل و دلسوزی ... فقط به گذشت و عشق و دوستی و فداکاری ...( یه خورده شعاری شد .... ببخشید ... الان اونقدر هیجان زده ام که دلم می خواد این جملات رو با صدای خودم می شنیدید)
ازت متشکرم .. به خاطر آرامشی که باتو دارم .... به خاطر صبوریت و مهربونیهات ... به خاطر این که اجازه دادی تا از بودنت و لحظه هایی که باهات بودم (و خواهم بود ) لذت ببرم .... و روزها و هفته های خوبی برام ساختی ... با این که می دونم و می دونی اون کسی نیستم که همیشه می خواستی .. اما خوب خدا همیشه همه چیز رو با هم توی کاسمون نمیذاره .. نه ؟.... به جرات می گم .... تو هدیه ایی هستی که وقتی قلبم رو از تلخی های گذشته و سیاهیی که مثل یک بختک افتاده بود روی اون .. آزاد کردم ... خدا بهم داد... امیدوارم لیاقت داشته باشم .
.
.
.
واراند ... 22 ابان 1389... یکسالگی با تو بودن

3 comments:

amir گفت...

قربون تو برم. من کسی نیستم عزیزم. لطف داری گلم، از تو هم ممنونم و شرمندتم که با همه کم و کاستی هام ساختی و اخلاق عجیب غریبم رو تحمل کردی!!
از وقتی با توام، کل زندگیم عوض شده و یه آدم دیگه ای شدمو مرسی واسه همه زحماتی که تو این یک سال، موقعی که میومدم اونجا پیشت و حتی همین جا برام کشیدی، اميدوارم بتونيم اين رابطه رو سالهاي سال تازه و جوون نگه داريم و روي بدخواهها رو سياه كنيم!!!!!
دوستت دارم، مواظب خودت باش.

بهبد گفت...

مرسی وارند جون
این مطلبت سرشار از امیده
برای هردوتاتون بهترین ها رو آرزو میکنم

varand گفت...

بهبد عزیز .. مرسی که همیشه بهم لطف میکنی و مطالبمو میخونی

امیرجانم ... نمی دونم چی بگم .هرچی باید بگمو اینجا گفتم ... ممنونم ازت فقط همین