آدمها
بدون دل زنده نیستن
ادمها
گم میشند
توی صحرای بی دلی
آدمها
پرت میشند از لب کابوسهاشون
وقتی دلشون گم میشه
آدمها
می افتند از زاویه ی شکسته ی رویاهاشون
وقتی دلشون رو جایی جا می گذارند
و فراموش میکنند
که بی دل
کابوس می بینند
و
رویایی نخواهند داشت
تا زاویه های شکسته رو پر کنند !
.
.
.
یادم رفته بود بی دلی
گم شدن توی صحرایی بی عشق و رویاست !
یادم رفته بود
چه دردی دارد بی دلی
می دانم
دلم را کجا جا گذاشته ام :
دلم را جا گذاشتم توی چشمهای تو
می دانستم ... اما خودم را گم کردم توی صحرای بی دلی
.
.
واراند آخرای شهریور 1389
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)

2 comments:
عالی!!!!!!! کلی زاویۀ شکسته دارم!!! کمکم کن!
مثله همه نوشته های وارند.
ساده
اما پر معنا
ارسال يک نظر