پنجشنبه ۳ ژوئن ۲۰۱۰

سخت گرفتنهاي من

خیلی وقتها به این فکر می کنم که رابطه می تونه خیلی راحت و آسون باشه .... نه این که به راحتی سر کشیدن یه لیوان آب ! ... اما شاید ماها نباید اون رو زیاد سخت بگیریم تا همه چیز روال معمول خودش رو طی کنه .... اما خُب یه وقتایی هست که تو نمی دونی چرا نمی تونی رابطه رو کنترل کنی و همچین که به خودت میایی می بینی تا نابودی اون – رابطه – یه قدم بیشتر فاصله نداری ..... شاید نمی خوای این اتفاق بیوفته چون مطمئنا آدمی که باهاش در ارتباط هستی واست مهمه و به طبع اون نوع ارتباطی که با اون داری هم مهم میشه .... اما همین مهم بودن ..... مهمترین دلیل همین نزدیک شدن به یک قدمی نابودی همه چیزه !
یکم پیچیده شد نه؟ .... دوست دارم راحت تر بگم اما واقعا خودمم می مونم توی این که چطور باید بگم : هرچی سعی می کنم رابطه ام رو سخت نگیرم نمیشه .... سخت گرفتن هرکسی مدل خاص خودش رو داره ... سخت گرفتنهای من ... خیلی ساده هستن .... میتونم خیلی وقتا ازشون بگذرم .... خیلی وقتها هم واقعا ازشون می گذرم .. وگرنه تا بحال باید کلا عطای رابطه داشتن رو به لقایش می بخشیدم و خلاص! ... اما موضوع اینه که آدمی که باهاش در ارتباطم اونقدر شیرین و دوست داشتنی .... ساده و بی شیله پیله اس و اونقدر صادقه که انعکاس حرفهاش توی چشمهاش دیده میشه .... پس دلایلم برای این که بیشتر سخت گرفتنهام رو بندازم توی اون اتاق بی پنجره ی پشت ذهنم تا خاک بخورن و پوسیده بشن قانع کننده هستن.
.
.
از یه منظر دیگه .... وقتی تو خیلی وقتا ، چشمهات رو روی خیلی چیزا ببندی یا چیزایی که میشنوی رو از گوش دیگه در کنی ... یا واکنشی به کنشهایی که فکر می کنی در موقعیت مناسبی انجام نشده اند نشون ندی ... کم کم یه عادت میشه واسه آدمی که باهاش در رابطه هستی که حرفهاش رو نسنجیده بزنه .... رفتارهاش رو سبک و سنگین نکنه .. اون وقته که تو به مرز اشباع میرسی و دیگه ظرفت برای جا دادن تمام این چیزها جا نداره... اما خیلی وقتها هم میشه به کنشهایی که از دیدگاه خودمون نامربوطه ..درست نیست و نباید انجام بشه .... به دیده ی مختصات ذاتی و رفتاری دیگران نگاه کرد و اونقدر سخت نگیریمشون تا راحت تر بشه با دیگران ارتباط داشت و از این ارتباط لذت برد ... مثل ارتباطی که من الان دارم ... و اونقدر ازش لذت میبرم که بعضی وقتها باورم نمیشه دوباره این اتفاق برای من افتاده !ه
.
.
به هر حال ... سعی می کنم سخت نگیرم ... نه این که بیخیال باشم ..سخت نگیرم .... و اگر کسی رو دوست دارم به خاطر دوست داشتنش از خیلی چیزا بگذرم .... دارم تمرین می کنم اما باور کنین از کلاغ پر رفتن توی میدون مشق سختتره ! ه


واراند – وسطاي خرداد ماه 89
پ ن : يادتون پارسال اين روزا چه غوغايي بود واسه انتخابات واينا ؟! يادش بخير ... و ياد تمام اروزهاي بربادرفته مون بخير... فکر کنم اين پي نوشت هيچ ربطي به موضوع پستم نداشت! شومااا به بزرگي خودتون ببخشين !ه

4 comments:

نقطه چين ها. . . گفت...

خب..اعتماد دوطرفه ست..و اگه طرف مقابلت..آدم بی شیله پیله ای باشه..هیچوقت از گیر ندادنات سواستفاده نمیکنه..چون تو ذاتش نیست..اصلا یه همچین آدمی..گیر دادنی نیست..چون همه چیش رو هستش..
هر کسی واسه خودش یه رازایی داره..از گذشته ش یا حتی از همین حالش..بعضی چیزا رو آدم فکر میکنه نمیشه حتی به عزیز ترین کسش بگه..چون شاید فکر می کنه باعث ناراحتیش میشه..چیزایی که شاید هیچ ربطی هم به رابطه الان یا رابطه های گذشتش نداشته باشه..این رازها دلیل بر پنهان کاری نیست..هر چند..دو نفر که با هم یکی شدن..روزی میرسه که..رازهاشونم یکی میشه..

کیا

نقطه چين ها. . . گفت...

..همین که از سخت گیری ها میگذری و در عین حال آگاه هستی خودش کافیه!..تو این شرایط مطمئن باش اگه اعتماد دو طرفه ای وجود داشته باشه طرف مقابلت خودش متوجه میشه! :-)

یوسف

hamlet گفت...

وقتی یه زوج اینطوری نظر میدن... حتما درست دیگه.
ولی اینکه تو گیر ندی بعد طرف مقابلت به اون رفتار ادامه بده. این بنظرم زیاد به بی شیله پیله بودن یا نبودن طرف ربطی نداره. گاهی بعضی چیزا از نظر دور میمونن و لازم هست که درموردش تذکر داده بشه.. این اصلا بخاطر این نیست که طرف میخواد سواستفاده کنه.
و اینکه میگی باید گذشت کرد رو کاملا باهات موافقم. اگه دوسش داری باید از یه سری مسایلی بیخیال بشی.. یا نظرت رو درموردشون تغییر بدی.

دیدی واراند جان کامنت هم میذارم!

ناطیش گفت...

از وبلاگ س.ک.س و طنز همجنسگرایان دیدن و در صورت تمایل لینک کنید